|
یاور همیشه مومن (داریوش)
|

درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود.

قسمتی از سخنان زرتشت:
اینک آنچه را که هر مرد دانایی باید به یاد بسپارد . برای آنان که گوش شنوا دارند و خواستار شنیدنند باز می گویم .
از رستگاری و شادمانی آن کس که سخنم را خوب به یاد سپارد و بکار بندد سخن می گویم که به دیدار راستی و فروغ مینوی کامیاب خواهد شد.
پیش از فرا رسیدن روز رستاخیز آنچه را بهتر است با گوشهای خویش بشنوید و دوگانگی میان دو آیین ( آیین مزدا و آیین اهریمن ) را با منش روشن باز شناسید و دریابید که سرانجام گردش روزگار به سود ما پایان خواهد پذیرفت.
در آغاز ، دو گوهر همزاد در اندیشه و کردار نیک و بد پدیدار شدند . در این میان ، نیک اندیشان گوهر راستین را برگزیدند و بد اندیشان گوهر دروغین را.
چون این دو گوهر بهم رسیدند از گوهر نخستین ، کاخ پرشکوه هستی برافراشته شد و از دومین ، سرای تیره نیستی بنیاد گرفت.
در پایان روزگار نیز دوستداران راستی و نیکی در بارگاه مینوی از بخشایش و فروغ اهورا کامیاب خواهند شد و پیروان دروغ و بدی در دوزخ سیاه و تیرگی اهریمنی فرو خواهند افتاد.
شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونهء درده
تورو بی من منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با منو تو قهره دیکه
هر کدوم از ما تو یک شهره دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره
چی بجر غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دوونده دیگه دیره
تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط با نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکام همه رو نامه چکیده
آسمون با منو تو قهره دیگه
هرکدوم از ما تو یک شهره دیگه

اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی
ستاره به چشم کوچک می نماید , اما این گناه چشم است نه کوچکی ستاره , درستهایی که کمک میرسانند , مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه زندکش مرده پرست
تا هست به هستی بکشندش ز جفا
دوستای خوبم ناراحت از این حرفم نشین . ولی این حرف واقعیته
دگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد
جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگیندل بیدادگر این کار نکرد
این ستمها دگری با من بیمار نکرد
هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد
گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم آزار مکش از پی آزردن من
کاش خدا 3 چیز را نمی آفرید
عشق ، غرور ، دروغ
تا عاشق از روی عشق و برای غرور ، دروغ نمی گفت
دوستان به خدا كه بي وفايي نكنيد
با عاشق ديوانه جدايي نكنيد
يا اين كه وفا كنيد تا آخر عمر
يا اين كه از اول آشنايي نكنيد

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردند که همدردند